یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

ماه عزاداری امام حسین(ع)

عالم همه محو گل رخسار حسین است ،           ذرات جهان درعجب از کار حسین است . دانی که چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ،        یعنی که خدای تو عزادار حسین است دختر عزیزتر ازجونم :یسنا خانومی امسال هم محرم از راه رسید و ما هم به مناسبت این ماه عزیز چند روز قبل محرم برات پیراهن مشکی خریدیم که مزین به نام خانم حضرت زینب (ع) بود. از چند روز مونده بود به محرم بهت سینه زدن رو یاد دادیم وشما خیلی قشنگ برای امام حسین عزاداری میکردی وتا صدای ن.حه ومداحی رو میشنیدی شروع میکردی به سینه زدن. شبای تاسوعا و عاشورا وقتی با هیت مسجدمون رفتیم به خیابون شما تو بغل بابا...
19 آبان 1394

13ماهگیت مبارک ،ماه زندگیم

قشنگ ترین گل دنیای من یسنا جان: 13ماهگیت مبارک قند عسلم. دیگه مامانی به خوبی خوب ،راه افتادی و خودت دیکه بدون کمک و گرفتن جایی بلند میشی و تقریبا بعد از یک ماه ونیم تلاش زی ادت الان ب ه خوبی راه میری فدات بشم من. دخترکم الان دیگه کمتر موقعی میشه شما رو نشسته دید یا توی آشپزخونه درحال بیرون ریختن وسایل کابینتایی یا توی اتاق ما درحل دست زدن به وسایل مامانی یا تو اتاقت درحال بیرون ریختن لباسات و وسایلت هستی یا درحال متر کردن خونمون.وقتی تو آشپزخونه دارم کارام رو میکنیم و میبینم تو برای خودت راه میری و به اتاقا سرک میکشی و تا صدای آهنگ میاد نای نای میکنی و میچرخی و دست میزنی،ناخداگاه اشکم جاری میشه ودلم میلرزه،آخه ...
27 مهر 1394

زیارت امام رضا

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)      ای عشق تو معنی حیات ابدی                          در پیش تو نیست مهر عالم عددی                                                       آشفته و بی شکیب افتاده دلم      &nb...
13 مهر 1394

روز عرفه

عرفه روزی است که خدا درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی بندگان خود می گشاید . . . دختر مهربانم،عزیزدل مادر، امروز روز عرفه است، روز خیلی قشنگ و عزیز،آخه امروز خدا جون مهربون بنده های گناهکارش رو می بخشه.   امروز مامان جون من وشماتوی خونمون دعای امام حسین رو خوندیم ، دعای خیلی قشنگی بود عزیزم...... دخترم شما هم قبل پخش شدن دعا از تلویزیون با پوشیدن مقنعه نماز مامان و قرار گرفتن روی سجاده بابا خودت رو برای شروع دعا آماده میکردی فدات صورت مثل ماهت نازنینم در زلال آفتاب نگاه خداوند، قنوت عشق را عاشقانه به زمزمه می نشینیم در روز عرفه که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است . . . ای امیر عرفه،...
1 مهر 1394

تولد یکسالگی پرنسس ما

پرنسس کوچک ما یک ساله شد. به سرعت برق و باد. نازم جشن تولدت رو دقیقا روز تولد و بایاد کردن از یکسال شیرین نوزادیش سپری شد و همش برای ما تبدیل به خاطره. 365روزی که من مادر بودم و یباترین ساعات زندگیم راسپری کردم. یکسال است که با خنده هایش خندیدم،با گریه هایش گریه کردم،پابه پایش دست دستی کردم، کلاغ پر کردم و... یکسال است پابه پایش کودکی کردم و لذت بردم. یسنای من حالا 4مروارید در دندان زیبایش دارد،برای مدت به تنهایی می ایستد،مامان وبابا و دد وبه به وآبه ودایی و جوجو و توپ را ادا میکند،عاشق دست دستی ونانای کردن است،عاشق کلاغ پر و دالی بازی.... یسنای من یک ساله است .............................................................. ...
23 شهريور 1394

آتلیه یکسالگی

یسنا جان ،ختر قشنگم من و بابایی شما رو در روز  94/6/3بردیم آتلیه قصر کودک . شما حسابی همراهی کردی و عمو مهربون وخاله هایی که اونجا بودن حسابی ازت عکسای خوشگل انداختن، راستی خیلی از آتلیه قطر کودک راضی بودیم مامانی آخه عکسای خوشگلت رو حتی زودتر از روز درخواستی ما آماده کرده بودن . دختر نازم بقیه عکسای خوشگلت رو در ادامه مظلب ببین   ...
17 شهريور 1394

به گردش شاد شاد

یسنای من،شیرین تر از عسل: جمعه 13/6/94 ما به همراه مامانی جون و دایی و عزیز جون و دایی های مهربون مامان و خاله جونی رفتیم باغ عمو وحید در آهار .خیلی بهمون خوش گذشت یسناخانم داره از سیبای باغ میخوره ،فدای این خوردنت بشم من بعدش یه ذره خوابیدی توی این هوای عالی عمو وحید مهربون غذای شما رو گذاشت بغل آتیش تا گرم بشه تو راه برگشت به ترافیک خوردیم که شما هم از فرصت استفاده کردی و رفتی بغل بابایی   ...
15 شهريور 1394